ترجمه و تفسیر مفهمومی قرآن آیۀ 117و 118

آیۀ 117:
بَدِيعُ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ  وَ إِذَا قَضىَ أَمْرًا فَإِنَّمَا يَقُولُ لَهُ كُن فَيَكُون.

 بَدِيعُ : (خداوند ) اولین ، طراح وسازندة
السَّماواتِ وَ الأْرْضِ: آسمانها و زمين مي‌باشد
(خداوند همة آسمانها و زمين را بدون طرح و نقشة قبلي و بدون مساعدتِ ديگران وبدون الگو گیری از هیچ چیزی وهیچ کسی آفريده است بطوریکه تمامي آسمانها و زمين معدوم بوده و وجود نداشتند وخداوند آنها را از نیستی به هستی در آورده است)
وَ إِذا قَضى‏: و هنگاميكه(خداوند) اراده نمايد
 أَمْراً :کاری را
(اراده کند انجام شدنِ كاري را) یا (اراده کند به وجود آمدنِ پديده و موجودي را)
فَإِنَّما : پس اين است و جز اين نيست كه
يَقُولُ لَهُ: مي¬گويد (فرمان مي¬دهد) به آن
(به آن کار یا به موجود یا به یک پدیده)
 کُنْ فَيَكُونُ : ( باش) موجود شو (به وجود بيا)پس ( آن کار) انجام میشود و ( آن موجود) بوجود مي¬آید
منظور از » کُنْ فَيَكُونُ « اين نيست كه خداوند به پديده‌اي بفرمايد: موجود شو و فوراً موجود شود بلكه منظور اين است كه:
هر موقع كه خداوند ارادة خَلْق و بوجود آوردن چيزي را داشته باشد بدون نياز به هيچ علتِ ديگري ، آن را بوجود مي آورد به عبارتی دیگر: ميان اراده خداوند و پيدايش موجودات ، فاصله اي وجود ندارد ، البته اين نيز به اين معنا نمي باشد كه هر چه خداوند اراده نمايد همان لحظه و به فوريت موجودمي‌شود بلكه منظور اين است كه خداوند هرگونه اراده نمايد همانگونه مي‌شود، مثلا اگر اراده نمايد كه آسمان ها و زمين در شش مرحله بوجود آيند ، دقيقاً در همان مدّت ، موجود مي گردند و اگر اراده نمايد كه همگي در يك لحظه و به فوريّت خلق شوند همان طور به فوريّت آفريده مي شوند.

آیۀ 118:
وَ قَالَ الَّذِينَ لَا يَعْلَمُونَ لَوْ لَا يُكلَّمُنَا اللَّهُ أَوْ تَأْتِينَا ءَايَةٌ  كَذَالِكَ قَالَ الَّذِينَ مِن قَبْلِهِم مِّثْلَ قَوْلِهِمْ  تَشَبَهَتْ قُلُوبُهُمْ  قَدْ بَيَّنَّا الاَْيَاتِ لِقَوْمٍ يُوقِنُون.

وَ قالَ الَّذِينَ: وگفتند كسانيکه (جاهلین یهود و مشركان مکه که)
لا يَعْلَمُونَ: چيزي نمي دانستند (کسانیکه کاملاً جاهل وبی اطلاع بودند)  
 لَوْ لایکلمنا اللَّهُ : چرا سخن نمي گويد با ما خداوند
(بطور مستقيم و بدون واسطه؟)
(چرا بر خودِ ما وحی نازل نمیشود که معلوم گردد که تو ، پیامبر هستی؟)
أَوْ تَأْتِينا : يا چرا نمي‌آيد (نازل نمي شود) برخود ما (بطورمستقيم)
آيَةٌ : آيه اي
(حُجّت ونشانه ای دالّ بر پیامبری تو)
كَذلِكَ قالَ الَّذِينَ: بدینسان همين گونه گفتند: کساني كه
مِنْ قَبْلِهِمْ : (بودند) قبل از آنها ( از امّتهای گذشته)
مِثْلَ قَوْلِهِمْ : عينِ سخن ايشان را (عين درخواست و تقاضايِ آنان را)
(آنان نيز تقاضا داشتند كه خداوند بي واسطه با آنان سخن گفته و بطور مستقيم بر آنان وحي نازل نمايد)
يعنى: امّتهای گذشته نيز با وجود آياتِ محکم و دالّ بر صدقِ نبّوتِ انبياى خود ، نشانه های ديگری نیز طلب مى‏كردند از آن جمله: يهودیان که به حضرت موسى عليه السلام گفتند: خدا را آشكار به ما نشان بده ، ویا مسیحیان از حضرت عيسى عليه السلام نزول مائدة آسمانی طلب کردند و یا مانند قوم ثمود كه شترِسرخ مو طلب کردند ولی باز ايمان نياوردند و. . .
تَشابَهَتْ قُلُوبُهُمْ: مُشابِهت دارد دل‌هاي ‌اينان
 (از نظرِعناد ، انکار و كج فهمي و جهالت ، بطوریکه هر دو گروه ، چنين درخواستِ نابجا و يكساني از پیامبران خود داشته اند )  
  قَدْ بَيَّنَّاالآْياتِ لِقَوْمٍ يُوقِنُونَ :به تحقیق بیان کردیم(روشن نمودیم) آياتِ (خودمان را) براي اهل يقين (برای کسانیکه دارای باورِ محكمِ قلبي مي باشند)
چنين كساني که درخواستهای نا بجا و نامعقولی از پیامبر (ص) طلب میکنند ، بدان خاطر است كه از يقين و باور قلبيِ شايسته برخوردار نیستند لذا در برخورد با نبیّ آسمانی، چنين تقاضاهايي نا معقولی را مطرح ميکنند وگرنه ، از آيات و نشانه های متعدّی ،كه بر نبي اكرم (ص) نازل كرده ايم ، راستين بودن رسالتش را درمي يافتند ،
دیگر اینکه : لزومي ندارد كه بر تك تك افراد و بطور جداگانه و مستقيم آياتي نازل گردد، زیرا  نزولِ آيات الهي بر افرادِ عادی ، مقدور نيست چرا كه لازمة نزول آیاتِ الهی بر انسان ، دارا بودنِ لياقت و شايستگي هاي ويژة روحي و مبراء بودن از هر گونه آلودگي مي باشد و پر واضح است كه ، همة افراد ، اين شايستگيها را ندارند.

نفس در انسان شمارۀ1

🌺🌺مفهوم نفس در انسان 🌺🌺شمارۀ اوّل
كلمه «نفس» ، واژه‌اى عربى است كه معادل آن در فارسى، «خود» و گاهى «مَن» به كار مى‌رود.

اين واژه در قرآن به صورت هاى مختلفى استعمال شده است. بدون شك، چيزى كه به آن «نفس» گفته مى‌شود همان «هويت» انسان است و چيزى جداى از آن نيست. ما چند موجود نيستيم، بلكه «يك» انسان هستيم و «يك هويت» بيشتر نداريم. آنچه كه هست «ابعاد مختلف» همين «يك» نفس و خود واحد است. «يك» نفس است كه داراى قوا، اميال و گرايش ها، و نيازهاى متعدد و مختلف است.

نفس انسان قوه‌اى دارد به نام «عقل» كه ادراكات ودریافت های انسان و تشخيص خوب و بد به آن مربوط مى‌شود. همين نفس خواسته ها و گرايش هايى نيز دارد. اينها «دو بُعد» از «هويت» و «منِ واحد» هر انسانى هستند.
بُعد «خواسته ها و گرايش ها»ى انسان همان طور كه از نامش نيز پيدا است، فقط خواستن و ميل داشتن است و حد و مرز «نمى شناسد»؛ امّا «شناخت» و «ادراك» مربوط به بعد ديگر وجود انسان، يعنى «عقل» است. بنابراين «تعارض عقل و نفس» چيزى جز رويارويى «دو بعد» از «هويت واحد» انسان نيست.

مسأله در مورد «نفس امّاره به سوء»، «نفس لوّامه» و «نفس مطمئنّه» نيز از همين قبيل است. ما بيش از «يك نفس» نداريم. آنچه تغيير مى‌كند، زاويه ديد و لحاظى است كه براى نفس در نظر مى‌گيريم؛ حالات مختلف همين نفس واحد است. توضيح اين كه: نفس انسان فطرتاً طالب كمال است و گرايش به كمال دارد. انسان از همان كودكى در صدد است تا توانايى ها و امكانات خود را فزونى بخشيده، آنها را رشد و گسترش دهد؛ مثلاً انسان سعى مى‌كند با سؤال كردن، جهل هاى خود را برطرف و به كمال «علم» تبديل نمايد.
اما كمال انسان از هر راهى پيدا نمى‌شود، بلكه مسير مشخصى دارد كه اگر انسان از آن مسير تخلف و تخطّى كند به كمال نمى‌رسد. اين جا است كه انسان اگر در طىّ مسير تكامل اشتباه كرد و به اشتباه خود نيز واقف شد، پشيمان مى‌گردد. افسوس مى‌خورد و خود را ملامت مى‌كند كه چرا چنين كرده است. اين ملامت گرى، وصف و حالت جديدى است كه براى نفس انسان حاصل مى‌شود، نه آن‌كه نفس ديگرى غير از آن نفسى كه طالب كمال بود در او پيدا شود. نفس لوّامه كه در قرآن كريم آمده است، چيزى بيش از اين نيست. اين حالت تحت تأثير قوّه درّاكه انسان، يعنى عقل، به وجود مى‌آيد؛ يعنى وقتى انسان به مدد عقل خويش مى‌فهمد كه در پيمودن مسير كمال دچار خطا و انحراف شده، حالت پشيمانى و افسوس بر فرصت از دست رفته برايش پيش مى‌آيد.
حال اگر انسان به تشخيص عقل خود وقعى ننهد و على رغم تشخيص و تحذير عقل، بر خطاى خود اصرار ورزد، اين جا است كه گفته مى‌شود، نفسْ «امّاره به سوء» شده است. معناى «نفس امّاره» چيزى غير از اين نيست كه انسان خواسته هايى دارد كه اگر تعديل و كنترل نشود به طغيان و فساد مى‌انجامد. اصل آن خواسته ممكن است چيز بدى نباشد، اما اگر جلوى آن باز گذاشته شود و هيچ كنترلى بر آن اعمال نگردد موجب تباهى انسان مى‌شود.

براى مثال، ميل به غذا خوردن به خودى خود چيز بدى نيست، اما اگر كنترل نشود سر از افراط و طغيان در مى‌آورد. نبايد انسان هرچه را مى‌خواهد به عنوان غذا مصرف كند بدون اينكه بينديشد كه از كجا آمده، متعلَّق به كيست و از چه راهى حاصل شده است. اگر چنين شد، مى‌گوييم نفس، امّاره به سوء شده است. همه افعال انسان همين طور است. غذا خوردن، آميزش كردن، سخن گفتن، تفريح كردن و... وقتى از مرز معقول خود تجاوز كند، با خواسته هاى الهى و معنوى و كمال نهايى انسان تضاد پيدا مى‌كند.

بنابراين صِرف اين‌كه نفس دعوت به غذا خوردن، تفريح كردن، ارضاى غريزه جنسى و... مى‌كند، نشانه امّاره به سوء بودن آن نيست. نفس آن گاه امّاره به سوء مى‌شود كه حد و مرز را رعايت نكند. تعيين حد و مرز نيز با تشخيص و حكم عقل و شرع انجام مى‌شود.

اين كه انسان گاهى بر خلاف حكم و تشخيص عقل خود رفتار مى‌كند نشانه آن است كه «اراده» و «اختيار» دارد. دست خلقت، هم عقل را در وجود انسان نهاده و هم اراده و اختيار را؛ يعنى پس از آن‌كه مى‌داند و مى‌فهمد خوب و بد كدام است، انتخاب هر يك از آن دو، بسته به اراده و اختيار خود او است. صرف تشخيص خوب، انسان را مجبور به اقدام نمى‌كند، چنان كه صرف تشخيص بد او را به دورى و اجتناب وا نمى‌دارد.
بنابراين كمال انسان در گرو آن است كه خواهش ها و ميلهاى آن تحت رهبرى و راهنمايى نور عقل در آيد. اگر انسان پيوسته تشخيص عقل خود را ناديده بينگارد و على رغم راهبرى و راهنمايى عقل، به كج روى ادامه دهد، همان طور كه گفتيم، به «امّاره به سوء» موصوف مى‌شود.

🌻ادامه بحث در شمارۀ بعدی🌻

اندیشۀ اسلامی(کند وکاوی در ژرفای اندیشۀ دینی)شمارۀ 1

📚اندیشۀ اسلامی📚شمارۀ1

🌺دو نكته مهم در زندگي انسان:🌺

1- تفكر و انديشه (ژرف نگري) به تعبیری دیگر ژرف اندیشی و رسیدن به حقایق جهان و عالَم هستی

2- انتخاب اعتقاد و بارو صحيح و شايسته و در عین حال نجاتبخش و سعادت آفرین

                         

اثرات اعتقاد و بارو صحيح و شايسته:

تأثيرات مثبت درسرنوشت انسان

 اصلاح اعمال و رفتار انسان .

 

پيامد فقدان اعتقاد و باور صحيح:

فاسد و جنايتكار شدن انسان .

 

 

تأكيدات قرآن در مورد تعّقل  :

..... افلا یعقلون

..... افلا يتدبرون

.... افلا يفقهون

..... افلا يتفكرون و...

تفاوت انسانهای صالح و بد کار:

تفاوت در اعتقادات و تفکرات آنها میباشد.

 

تفكر و انديشه در چه ؟

1- در مورد خود انسان

2- در مورد خالق جهان

3- در مورد جهان پس از مرگ

 

مواردتفکر در مورد خود انسان:

چرا آفريده شده؟ (هدف از آفرينش؟

حالا كه آفريده شده چه وظايفي دارد؟

چه عواملي سبب سعادت انسان مي شود؟

چه عواملي سبب بدبختي انسان مي شود؟

براي رسيدن به سعادت چه امكانات و نيروهاي (دروني و ذاتي) در انسان قرار داده شده است؟

نتيجه تفكر و انديشه در مورد انسان  :

1-درک این نکته که انسان موجودی ناتوان ، ناقص و جاهل بوده و در هر حال و در هر زمان محتاج و نیازمند به خدا میباشد.

2- درک این مطلب که انسان بی هدف افریده نشده بلکه آفریده شدن و به دنیا آمدن وی ، فرصتی برای کسب تکامل و سعادت در دنیا و آخرت میباشد.

نتیجۀ بی توجهی و سهل انگاری در خودشناسی:

1)   روی اوردن به گناه و تنزبل مقام انسان تا حدب حیوانات

2)   گرفتار شده در دام شهوات و خوشگذرانی ها و لذائذ موقت و زود گذر دنیا

3)   غفلت از خدا و روز قیامت

4)   احساس پوچی وسر گردانی در زندگی.

 

تفاوت انسان با حيوانات: انسان داراي تفكر و انديشه بوده و حيوانات فاقد تفكر و انديشه مي باشند.

حيوان = تفكر و انديشه انسان

تعبير قرآن از انسان هاي فاقد تفكر و انديشهدرك و دريافتتجزيه و تحليل و استدلال:

و لقد ذرأنا لجهنّم كثيراً من الجن و الانس، لهم قلوب لا يفقهون بها و لهم اعين لا بصرون بهاو لهم اذان لا يسمعون بها اولئك كالانعام بل هم اضلّ، اولئك هم الغافلون (اعراف ـ‌ 179):

و محققا بسيارى از جن و انس را براى جهنم آفريديم، چه آنكه آنها را دلهايى است بى‏ادراك و معرفت، و ديده‏هايى بى‏نور و بصيرت، و گوشهايى ناشنواى حقيقت، آنها مانند چهارپايانند بلكه بسى گمراه‏ترند، آنها همان مردمى هستند كه غافل‏اند.

الأنفال : 22 إِنَّ شَرَّ الدَّوَابِّ عِنْدَ اللَّهِ الصُّمُّ الْبُكْمُ الَّذينَ لا يَعْقِلُونَ

 

بدترين جانداران نزد خدا كسانى هستند كه (از شنيدن و گفتن حرف حق) كر و لالند كه اصلا تعقل نمى‏كنند.

 

 

مفهوم خود شناسی در اصطلاح دینی:

1)کسب شناخت و آگاهی از استعدادهای درونی و خدادادی انسان

2)تلاش برای پرورش آن استعدادها به منظور دستیابی به سعادت و کمالات برتر  در دنیا و آخرت.

يَأَيهَُّا الَّذِينَ ءَامَنُواْ عَلَيْكُمْ أَنفُسَكُمْ (مائده-105)

اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد بر شما واجب است شناخت خودتان و مراقبت و مواظبت از خود واقعیتان.

 

در دعایی که در روزهای جمعه میخوانیم چنین آمده است:

اَللّهُمَّ عَرِّفْنى نَفْسَكَ فَاِنَّكَ اِنْ لَمْ تُعَرِّفْنى نَفْسَكَ لَمْ اَعْرِف نَبِيَّكَ

اَللّهُمَّ عَرِّفْنى رَسُولَكَ فَاِنَّكَ اِنْ لَمْ تُعَرِّفْنى رَسُولَكَ لَمْ اَعْرِفْ حُجَّتَكَ

اَللّهُمَّ عَرِّفْنى حُجَّتَكَ فَاِنَّكَ اِنْ لَمْ تُعَرِّفْنى حُجَّتَكَ ضَلَلْتُ عَنْ دينى.

 

« خدايا حجّتت را به من بشناسان، زيرا اگر حجّتت را به‏ من نشناسانى، از دين خود گمراه مى ‏شوم

خدايا فرستاده ‏ات را به من‏ بشناسان، زيرا اگر فرستاده‏ ات را به من نشناسانى حجّتت را نشناخته‏ ام،

خدايا خود را به من بشناسان، زيرا اگر خود را به من نشناسانى فرستاده ‏ات را نشناخته‏ ام»

 

پس:

بدون شناخت خدا ،شناخت پیامبر ص و ائمه علیهم السلام امکان ندارد و بدون خود شناسی نیز شناخت خداوند ممکن نیست در نتیجه برای شناخت خداوند ، ابتدا باید خود یعنی انسان را مورد شناسایی قرار داد.

 بر خلاف رویۀ معمول که از معلول پی به علت میبریم در این دعا از طریق شناخت علت(خدا) به معلول (پیامبر ص و ائمه پی میبریم.

خود شناسی نردبانی برای شناخت خداست لذا اگر کسی بپرسد که خدا را چگونه میتوان شناخت ؟پاسخ این است که خودت را بشناس تا خدا را در درون خودت پیدا کنی.

 

نکنه:

خودشنا سی و بدنبال آن ، خدا شناسی ، تنها از طریق تهذیب و تطهیر نفس میسر میباشد به همین خاطر ، صِرف اطلاعات و دانستن کافی نیست بلکه مسیر خود شناسی ، مسیر عمل است و بیش از علم ، نیازمند عمل میباشد لذا باید خودسازی و تهذیب نفس را آغز نماییم تا خداوند ، دستمان را بگیرد و شناخت و معرفت خودش را در دل ما جاری گردد در این مورد خداوند میفرماید:

عنكبوت : 69 وَ الَّذينَ جاهَدُوا فينا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنا وَ إِنَّ اللَّهَ لَمَعَ الْمُحْسِنينَ

و آنان كه در (راه) ما (به جان و مال) جهد و كوشش كردند محققا آنها را به راه‏هاى (معرفت و لطف) خويش هدايت مى‏كنيم، و هميشه خدا يار و یاور نیكوكاران است‏.

 

نکته:

      1) خود شناسی مقدمۀ خداشناسی است:

انسان با خود شناسی در می یابد موجودی ناتوان ، ناقص و جاهل بوده و در هر حال و در هر زمان محتاج و نیازمند میباشد لذا بدنبال کسی میگردد که بر طرف کنندۀ نیازها وشتیبان قدرتمند وی باشد و در این رهگذر است که به وجود خداوند قادر پی برده و دست نیاز بسوی او دراز میکند .

يَأَيهَُّا النَّاسُ أَنتُمُ الْفُقَرَاءُ إِلىَ اللَّهِ وَ اللَّهُ هُوَ الْغَنىِ‏ُّ الْحَمِيدُ(فاطر-15)

اى مردم، شما همه به خدا فقير و محتاجيد و تنها خداست كه بى‏نياز و غنىّ بالذّات و ستوده صفات است‏.

 

 

      2) خود شناسی مقدمۀ جهان شناسی است:

از آنجاییکه شناخت جهان عبارتست از تعامل ورابطۀ انسان با جهان هستی، لذا انسان با شناخت صحیح از خود در می یابد که:

الف)جهان و هر چه در آن است موقتی و وسیله است نه همیشگی،

ب)هدف اصلی از انسان بودن و زندگی کردن در دنیا نیست بلکه هدف اصلی ، درست زستن و رسیدن سعادتمندانه به عالم آخرت است.

ج)شناخت صحیح انسان از جهان، سبب میشود که انسان جهان را محلی برای رشدو کسب توشۀ لازم برای زندگی پس ازمرگ خود قرار داده و از هر گونهغفلت و سهل انگاری خودداری میکند.

 

      3) خود شناسی مقدمۀ ورود انسان در وادی تکامل و سعادت میباشد:

انسان با خودشناسی ،استعداد های خدادادی خود را کشف کرده و به رشد و پرورش آنها اقدام میکند در نتیجه در می یابد که انسان بر خلاف حیوانات میتواند به مدارج بالای حیات و زندگی یعنی: رسیدن به قُرب الهی دست یابد.

وهمچنین ، انسان در می یابد که: علاوه بر جسم خاکی و مادی ، بُد دیگری بنام روح نیز میباشد ، لذا تلاش میکند که با سالم نگه داشتن روح خود از انواع گناهان ، رسیدن به سعادت واقعی را سرعت بخشد.

      4)   خود شناسی مقدمۀ و عاملی بزرگ در حلّ مشکلات(روحی- روانی- فکری- اخلاقی و . .  . انسان میباشد.

 

نتايج شناخت شايسته خداوند:

1-  شيرين و لذت بخش شدن زندگي انسان

2-  شخصيت شمردن ايام محدود و رسيدن به تكامل و قرب الهي (الدنيا مزرعه الاخره)

3-  پرهيز از غوطه ور شدن حرف در لذائد زودگذر روگاه لذائِد غير خداپسندانه

4-  تلاش براي يادگيري تعاليم انبياء و بكار بستن آنها در زندگي.

دین پژوهی شماره 1و2

🌹🌹دین پژوهی شمارۀ1🌹🌹

پرسش:
🌸آیا دین همان عرفان نفس و تصوف است ؟

پاسخ:
خیر , زیرا دین یعنی اعتقاد به ماوراي طبیعت و خدا و عبادت خالصانه خداوند ,دین ،معرفت نفس را ابزاري براي رسیدن به غایت نهایی که همان خدا باشد می داند . در حالیکه عرفان و تصوف به خودي خود و به طور کلی صرفا در فکر شناخت نفس وتهذیب آن اند . به بیان دیگر عرفان صحیح همواره بخشی از دین است . اما دین الهی هیچ گاه مساوي با عرفان صرف نیست .

🌹🌹دین پژوهی شمارۀ2🌹🌹
 پرسش:
🌸دین یعنی چه؟

پاسخ:
« دین »در معانی متعددي استعمال می شود مانند« طاعت » ، « پاداش » و« جزاء »چنانکه بر مجموع تعالیم اعتقادي و اخلاقی وعملی که از سوي خدا به وسیله پیغمبر به مردم ابلاغ می شود « دین » میگویند.
گاه بر مطلق اینگونه تعالیم اگر چه ازجانب خدا نباشددین اطلاق می شود.

در قرآن مجید دین،در این معانی آمده است، مثلاً به معنی:پاداش و جزا چنانکه در سوره فاتحه الکتاب می فرماید:
« مالِکِ یَوْمِ الدّین: مالک روز جزاء.
در آیه پنجم سوره البینه در معنی طاعت استعمال شده است :

ما اُمِرُوا اِلّا لِیَعْبُدُوا الَله مُخْلِصینَ لَهُ الدّینَ »بیّنه/5
[امر نشده اند مگر اینکه خدا را عبادت کنند در حالی که طاعت را براي او خالص کنند.]

و همچنین آیه:
نساء/ 125 « وَمَنْ أَحْسَنُ دیناً مِمَّنْ أَسْلَمَ وَجْهَهُ لِِله وَ هُوَ مُحْسِنٌ.
[طاعت چه کسی بهتر است از کسی که روي خود را براي خدا تسلیم کند و او نیکوکار باشد.]

که بعضی از مفسرین فرموده اند: مقصود از دین، طاعت است.

و در معناي مجموع تعالیم اعتقادي و اخلاقی و عملی در مثل این آیات آورده شده است.

 « اِنَّ الدّینَ عِنْدَ الِله الإِسْلامُ. آل عمران-19
[همانا دین در نزد خدا اسلام است.]

مَنْ یَبْتَغِ غَیْرَ الْإِسْلامِ دیناً فَلَنْ یُقْبَلَ مِنْهُ »آل عمران/ 8
[هر کس که غیر از اسلام دینی را انتخاب کند از او پذیرفته نخواهد شد.]

و مثل آیه:
هُوَ الَّذي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدي وَ دینِ الْحَقِّ لِیُظْهَرَهُ عَلَی الدّینِ  (توبه/ 33 و صف)


و کسی است که پیامبرش را با هدایت و دین حق فرستاد تا بر تمام ادیان غالب گرداند.

در این آیه آمده است:
 « لَکُمْ دینُکُمْ وَلِیَ. کافرون/ 6
[دین شما از آن شما و دین من از آن من.]

که خطاب رسول خدا(ص) به کفار است.

و از آیاتی که در آن از «دین»کل آنچه بر پیامبر نازل می شود قصد شده است این آیه از سوره شوري است:
شَرَعَ لَکُْمْ مِنَ الدّینِ ما وَصّ ی بِهِ نُوحاً وَالّذي آَوْحَیْنا اِلَیْکَ وَ ما وَصّّیْنا بِهِ اِبْراهیمَ وَ مُوسی وَ عیسی أَنْ أَقیمُوا الدّینَ وَ لا تَتَفَرَّقُوا »فيه/  ( 13 شوري)

[خدا شرع و آئینی که براي شما مسلمین قرار داد حقایق و احکامی است که نوح را هم به آن سفارش کرد و بر تو نیز همان را وحی کردیم و به ابراهیم و موسی و عیسی هم آن را سفارش نمودیم که دین خدا را بر پا دارید و هرگز تفرقه و اختلاف در دین نکنید.]

اوضاع و احوال آخرالزمان⁉️⁉️⁉️  شماره11

اوضاع و احوال آخرالزمان⁉️⁉️⁉️  شمارۀ11


 🌸رسول خدا فرمود:
زمانی بر مردم بیاید که شکم هاشان خدایان آنها شود، و زنانشان قبله گاهشان و پول شان دین شان شود و کالاهای دنیوی را مایه شرف و اعتبار و ارزش خویش دانند. از ایمان جز نامی و از اسلام جز آثاری و از قرآن جز درس نماند. ساختمان های مسجدهایشان آباد باشد ولی دلهایشان از جهت هدایت خدا خراب شود.


در آن روزگار است که خداوند، آنها را به چهار بلا مبتلا سازد:
نخست: تجاوز به ناموسشان
دوم: هتک حرمت از ناحیه زورمندان و ثروتمندانشان
 سوم: خشکسالی
چهارم: ظلم و ستم از جانب زمامداران و قاضیان. اصحاب از سخنان آن حضرت سخت به شگفت آمدند و گفتند: یا رسول الله! مگر آنها بت پرست هستند؟ پیامبر فرمود: آری هر پول و درهمی به نزد آنها بتی است که در حد پرستش به آن تعلق خاطر دارند.

شکایت و گلایه های علی ع از شیعیان شماره 10

حضرت در یک خطاب عتاب آمیزمی فرماید:
 
خطبۀ 133:

«ایتها النفوس المختلفة، و القلوب المتشتته، الشاهدة ابدانهم، و الغائبة عنهم عقولهم، اظارکم علی الحق و انتم تنفرون عنه نفور المعزی من وعوعة الاسد، هیهات ان اطلع بکم سرارالعدل، او اقیم اعوجاج الحق »
 
ای شما که جان هایتان ناهماهنگ ودلهایتان پراکنده است. با بدن هایتان حاضرید اماعقل هایتان غایب است. (کالبد شما درصحنه ها حاضر و خردهایتان غایب است.) بامهربانی شما را به سوی حق سوق می دهم اماشما همانند بزغاله ای که از غرش شیرمی رمد، از آن گریزانید. هیهات که به یاری شما بتوانم از چهره عدالت پرده برگیرم، یاحقی را که به کژی کشانیده شده، راست گردانم!

تقوی و مشتقات آن در قرآن  شماره32

🍁مائدة : 8 ‏ وَ اتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ خَبيرٌ بِما تَعْمَلُونَ

و از (معصيت) خدا بپرهيزيد، كه از آنچه انجام مى‏دهيد، با خبر است!

🍁مائدة : 57 وَ اتَّقُوا اللَّهَ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنينَ

و از خدا بپرهيزيد اگر ايمان داريد!

🍁و اتَّقُوا اللَّهَ وَ اسْمَعُوا وَ اللَّهُ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الْفاسِقينَ (108مائده-)
از (مخالفت) خدا بپرهيزيد، و گوش فرا دهيد! و خداوند، جمعيّت فاسقان را هدايت نمى‏كند.


🍁انعام : 155 وَ هذا كِتابٌ أَنْزَلْناهُ مُبارَكٌ فَاتَّبِعُوهُ وَ اتَّقُوا لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ
و پرهيزگارى پيشه نمائيد، باشد كه مورد رحمت (خدا) قرار گيريد!

🍁توبة : 119 يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَ كُونُوا مَعَ الصَّادِقينَ

اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد! از (مخالفت فرمان) خدا بپرهيزيد، و با صادقان باشيد!

آشنایی با  مبانی نظری اسلام(معاد) شمارۀ 31

چه کسانی وارد جهنّم میشوند؟

🌹فرار کنندگان از جهاد:🌹

يَأَيُّهَا الَّذِينَ ءَامَنُواْ إِذَا لَقِيتُمُ الَّذِينَ كَفَرُواْ زَحْفًا فَلَا تُوَلُّوهُمُ الْأَدْبَارَ( انفال-15)
وَ مَن يُوَلِّهِمْ يَوْمَئذٍ دُبُرَهُ إِلَّا مُتَحَرِّفًا لِّقِتَالٍ أَوْ مُتَحَيزِّا إِلىَ‏ فِئَةٍ فَقَدْ بَاءَ بِغَضَبٍ مِّنَ اللَّهِ وَ مَأْوَئهُ جَهَنَّمُ وَ بِئْسَ المَْصِيرُ(16-انفال)

اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد! هنگامى كه با انبوه كافران در ميدان نبرد رو به رو شويد، به آنها پشت نكنيد (و فرار ننماييد)!
و هر كس در آن هنگام به آنها پشت كند- مگر آنكه هدفش كناره‏گيرى از ميدان براى حمله مجدد، و يا به قصد پيوستن به گروهى (از مجاهدان) بوده باشد- (چنين كسى) به غضب خدا گرفتار خواهد شد؛ و جايگاه او جهنم، و چه بد جايگاهى است!

اَلا مهدی بیا شب را سحر کن

🌷💐اشعاری از خادم تالار قرآن پژوهان🌷💐


اَلا مهدی بیا شب را سحر کن
زغیبت روُ ، بُرون، فتح و ظفر کن

به مظلومان ِ بیکس اندر عالَم
دَمی با دیدنت ، تو پرده دَر کن

چو شبنم میچکد چشم بهاران
دل و هم دیده را، پَر اشک و تَر کن

شب است و ظلمت بیداد ، جانا
شب مارا سحر باسُرمه سَر کن


جفا از دشمن و از یار داریم
ندای لا تَخُف بر ما، تو سر کن

عزیزا مَسَّنی ضُرّاً وَ اَهلی(1)
تصدبق کن به ما پیمانه پُرکن

چو کالایم بود اندک و لیکن
به لطف خود، مرا نیکو سِیَر کن

خدا را اسم حُسنایی تو مولی
ز اسم اعظمش ما را خبر کن

به رضوایی ، منایی من ندانم
دل و جان در فراقت در به دَرکن

عبادت را تویی شرط تقبّل
تو این نا بنده را ، خود بنده تر کن

بود انکار تو عین تجاهُل
به صاحب معرفت، روزی نظر کن

چو «واعظ» شیعۀ نا شیعه باشد
شتر دیدی ، ندیدی را زِبَر کن

(1)يوسف : 88   فَلَمَّا دَخَلُوا عَلَيْهِ قالُوا يا أَيُّهَا الْعَزيزُ مَسَّنا وَ أَهْلَنَا الضُّرُّ وَ جِئْنا بِبِضاعَةٍ مُزْجاةٍ فَأَوْفِ لَنَا الْكَيْلَ وَ تَصَدَّقْ عَلَيْنا إِنَّ اللَّهَ يَجْزِي الْمُتَصَدِّقينَ .

اوضاع و احوال آخرالزمان⁉️⁉️⁉️  شمارۀ10

اوضاع و احوال آخرالزمان⁉️⁉️⁉️  شمارۀ10

پیامبر ص :
«زمانی بر مردم خواهد آمد که شکم هایشان خدای آنهاست و زنان قبله آنان و دینارهایشان دین آنان و شرفشان، متاع خرید و فروش آنهاست. از ایمان جز اسم آن و از اسلام جز آداب آن و از قرآن جز تدریس آن چیزی نمی ماند. مساجد آنها آباد و قلوبشان از هدایت ویران است. دانشمندانشان بدترین مخلوقات روی زمین محسوب می شوند. برخی در آخرالزمان قرآن می خوانند امّا قرآن به قلوب آنها راه ندارد. «لا یجاوز ایمانهم حناجرهم» یعنی ایمان از حنجره هایشان عبور نمی کند.

شکایت و گلایه های علی ع از شیعیان شماره 9

شکایت و گلایه های علی ع از شیعیان ❓❓❓❓شمارۀ9

خطبه17 :
الی الله اشکو من معشر یعیشون جهالا، و یموتون ضلالا، لیس فیهم سلعة ابور من الکتاب اذا تلی حق تلاوته، و لا سلعة انفق بیعا و لا اعلی ثمنا من الکتاب اذا حرف عن مواضعه،و لا عندهم انکر من المعروف، و لااعرف من المنکر!»
 
به خداوند شکایت می کنم از مردمی که جاهلانه زندگی می کنند و گمراه می میرند. در میان آنان هیچ چیزی کم بهاتر از کتاب خدا نیست، اگر آن چنان که شایسته است تلاوت شود، و در عین حال، هیچ متاعی گران بهاتر از قرآن نیست، اگرتحریف شده و تغییر یافته باشد. هیچ چیز را بدتراز کارهای نیک نمی دانند و هیچ چیز را بهتر اززشتکاری نمی شناسند. (ارزشها و ضد ارزشها دربینش آنان واژگون شده است.)

تقوی و مشتقات آن در قرآن  شماره31


مائدة : 2 وَ اتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ شَديدُ الْعِقابِ

و از (مخالفت فرمان) خدا بپرهيزيد كه مجازات خدا شديد است!

وَ اتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ سَريعُ الْحِسابِ (مائده-4)

و از (معصيت) خدا بپرهيزيد كه خداوند سريع الحساب است!»

مائدة : 7 وَ أَطَعْنا وَ اتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ عَليمٌ بِذاتِ الصُّدُورِ

و از (مخالفت فرمان) خدا بپرهيزيد كه خدا، از آنچه درون سينه ‏هاست، آگاه است!

آشنایی با  مبانی نظری اسلام(معاد) شمارۀ 30

📚چه کسانی به جهنم میروند؟📚
🔵من كاَنَ يُرِيدُ الْعَاجِلَةَ عَجَّلْنَا لَهُ فِيهَا مَا نَشَاءُ لِمَن نُّرِيدُ ثُمَّ جَعَلْنَا لَهُ جَهَنَّمَ يَصْلَئهَا مَذْمُومًا مَّدْحُورًا(18-توبه)

آن كس كه (تنها) زندگى زودگذر (دنيا) را مى‏طلبد، آن مقدار از آن را كه بخواهيم- و به هر كس اراده كنيم- مى‏دهيم؛ سپس دوزخ را براى او قرار خواهيم داد، كه در آتش سوزانش مى‏سوزد در حالى كه نكوهيده و رانده (درگاه خدا) است‏

🔵 يأَيهُّا الَّذِينَ ءَامَنُواْ إِنَّ كَثِيرًا مِّنَ الْأَحْبَارِ وَ الرُّهْبَانِ لَيَأْكلُُونَ أَمْوَالَ النَّاسِ بِالْبَطِلِ وَ يَصُدُّونَ عَن سَبِيلِ اللَّهِ وَ الَّذِينَ يَكْنزُِونَ الذَّهَبَ وَ الْفِضَّةَ وَ لَا يُنفِقُونهََا فىِ سَبِيلِ اللَّهِ فَبَشِّرْهُم بِعَذَابٍ أَلِيمٍ*
يَوْمَ يحُْمَى‏ عَلَيْهَا فىِ نَارِ جَهَنَّمَ فَتُكْوَى‏ بِهَا جِبَاهُهُمْ وَ جُنُوبهُُمْ وَ ظُهُورُهُمْ هَذَا مَا كَنزَْتُمْ لِأَنفُسِكمُ‏ْ فَذُوقُواْ مَا كُنتُمْ تَكْنزُِونَ(توبه-34و35)

اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد! بسيارى از دانشمندان (اهل كتاب) و راهبان، اموال مردم را بباطل مى‏خورند، و (آنان را) از راه خدا بازمى‏دارند! و كسانى كه طلا و نقره را گنجينه (و ذخيره و پنهان) مى‏سازند، و در راه خدا انفاق نمى‏كنند، به مجازات دردناكى بشارت ده!
در آن روز كه آن را در آتش جهنم، گرم و سوزان كرده، و با آن صورتها و پهلوها و پشتهايشان را داغ مى‏كنند؛ (و به آنها مى‏گويند): اين همان چيزى است كه براى خود اندوختيد (و گنجينه ساختيد)! پس بچشيد چيزى را كه براى خود مى‏اندوختيد!


فرق بین 🌷درک 🌷و 💀مدرک💀


فرق بین 🌷درک 🌷و 💀مدرک💀
فرق بین درک مفاهیم دینی با حفظ یا داشتن مدرک در رشته های دینی!!!!


📚الجمعة : 5   مَثَلُ الَّذينَ حُمِّلُوا التَّوْراةَ ثُمَّ لَمْ يَحْمِلُوها كَمَثَلِ الْحِمارِ يَحْمِلُ أَسْفاراً بِئْسَ مَثَلُ الْقَوْمِ الَّذينَ كَذَّبُوا بِآياتِ اللَّهِ وَ اللَّهُ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمينَ

وصف حال آنان كه تورات بر آنان داده شده (وصف حال کسانی که مكلف شده اند که به آیات الهی عمل کنند) ولى آن را حمل نكردند (بر خلاف آیات الهی عمل نمودند) در مثال: همانند الاغی هستند كه بار كتابها بر پشت آنان گذاشته شده (از آن هيچ نمی فهمند وبه آن عمل نمیکنند)، چه بد وناپسند است مثال قومى كه آيات خدا را تكذيب كردند  و خدا وند هرگز ستمكاران را (به راه سعادت) رهبرى نخواهد کرد.

ترجمه و تفسیر مفهومی نهج البلاغه حکمت55

قَالَ ( عليه‏السلام  )الْمَالُ مَادَّةُ الشَّهَوَاتِ .
(المال مادّة الشّهوات): مال و دارائى اساس و پايه عامل فزونیِ شهوت ها و خواهشهای نفسانی میگردد  
(زيرا مال و دارائى ، دست انسان را براى رسيدن به آرزوهاى نفسانىّ باز گذاشته و انسان را به هلاکت و خُسران میکشاند و سبب نافرمانى انسان از عقل و خرد مى‏گردد.  )

(ز شهوت گر كه مردم در وبال‏اند)            
(از آن شد كه همه جوياى مال‏اند)

   بشر را مال وزر در تيه سختى‏
     كشانيده ز اوج نيك بختى‏

   براى خاطر دينار و درهم           
 به گيتى قتل و غارت شد فراهم‏

    به زر روزى كه نقش و سكّه‏ها خورد
   ز دل شيطان غريو از شادى آورد

        چه شرّ و فتنه‏ها در دار دنيا
        براى مال و زر آمد هويدا

     چه شاهانى پسرها كور كردند           
    ز قعر قصرشان در گور كردند

      چه اشخاصى كه بهر بردن زر
        به خوارى سر بريدند از برادر

     هر آن كس مال را در گِرد كردن          
  شود يزدان بدو خصم است و دشمن‏

    چو حقّ واجب حق را نپرداخت‏
     به فردايش خدا در دوزخ انداخت‏

    و گر كه حقّ واجب را ادا كرد           
    خداى خويش را از خود رضا كرد

      اگر زير زمين صد گنج دارد
      به محشر دل بدور از رنج دارد

      ز بخل و حرص و طول آرزوها است          
     كه اغلب خلق را بر مال روها است‏

      هر آن دارا كه زرها گِرد كرده‏
      به غير از يك كفن با خود چه برده‏؟

     بجز آن كو به مالش گشته وارث           
     جفاها زآن بدين گرديده حادث‏

      طعام چرب آن از مال اين خورد
       به يك لقمه از اين يادى نياورد

       سپرده زير دست و پاى مالش           
      كشد شب تنگ اندر بر عيالش‏./.

ترجمه و تفسیر مفهمومی قرآن آیۀ 116


آیۀ (116):
 وَ قالُوا اتَّخَذَ اللَّهُ: و (برخی از يهوديان ، مسيحيان ومشرکان)  گفتند: برگرفته است خداوند
وَلَداً : فرزند
(خدا نیز فرزندی دارد)
در آيه 30 سوره توبه مى‏خوانيم: وَ قالَتِ الْيَهُودُ عُزَيْرٌ ابْنُ اللَّهِ وَ قالَتِ النَّصارى‏ الْمَسِيحُ ابْنُ اللَّهِ ذلِكَ قَوْلُهُمْ بِأَفْواهِهِمْ يُضاهِؤُنَ قَوْلَ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ قَبْلُ قاتَلَهُمُ اللَّهُ أَنَّى يُؤْفَكُونَ‏: يهود گفتند:« عُزِير» پسر خدا است، و نصارى گفتند: مسيح فرزند خدا است ، اين سخنى است كه با زبان خود مى‏گويند(این سخنان) مشابهت دارد با گفتار کسانیکه قبلاً کافر شده اند، خدا آنها را بكشد، چگونه دروغ مى‏گويند.
و همچنین مسیحیان گفتند: نَحْنُ أَبْناءُ اللَّهِ وَ أَحِبَّاؤُهُ‏ « ما فرزندان و محبوب خدا هستیم»  (سوره مائده آيه 21 )
و همچنین طوايفى از مشركين كه میگفتند :ملائكه دختران خدا هستند:
يَجْعَلُونَ لِلَّهِ الْبَنات‏ «قرار داده اند ( قائل شده اند) برای خدا دخترانی»(نحل -57)
سُبْحانَهُ: پاك و منزّه است ذات باريتعالي (از اين اوصاف و نسبتهاي ناروا)
(خداوند چه نيازي به فرزند دارد در حاليكه نه ضعیف است که محتاج باشد و نه محدود است که نیازمند كمك و مساعدت دیگران مي باشد)
 بَلْ: بلكه (نه چنين است كه آنان ميگويند)
لَهُ ما فِي السَّماواتِ وَ الأْرْضِ : و از آنِ اوست (از آنِ خداست)آنچه كه در آسمان ها و زمين است
كُلٌّ لَهُ قانِتُونَ : تَمامي آنها مُطیع و فرمانبردارند
(تماميِ آسمانها و زمين و موجوداتِ موجود در آن در برابرخداوند مُطیع و فرمانبردارند پس خداوند چه نيازي به فرزند و فرمانبرداري فرزندش دارد!؟)


تقوی و مشتقات آن در قرآن  شماره30

✅آل‏عمران : 102 يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ حَقَّ تُقاتِهِ وَ لا تَمُوتُنَّ إِلاَّ وَ أَنْتُمْ مُسْلِمُون

اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد! آن گونه كه حق تقوا و پرهيزكارى است، از خدا بپرهيزيد! و از دنيا نرويد، مگر اينكه مسلمان باشيد! (بايد گوهر ايمان را تا پايان عمر، حفظ كنيد!)

✅آل‏عمران : 130 يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا لا تَأْكُلُوا الرِّبَوا أَضْعافاً مُضاعَفَةً وَ اتَّقُوا اللَّهَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ

اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد! ربا (و سود پول) را چند برابر نخوريد! از خدا بپرهيزيد، تا رستگار شويد!

✅آل‏عمران : 200 يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا اصْبِرُوا وَ صابِرُوا وَ رابِطُوا وَ اتَّقُوا اللَّهَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ

بت كنيد و از خدا بپرهيزيد، شايد رستگار شويد!

شکایت و گلایه های علی ع از شیعیان شماره8

شکایت و گلایه های علی ع از شیعیان ❓❓❓❓شمارۀ8
خطبۀ 3:

امام على(ع) در خطبه معروف به «شِقشقیه» که در آن، از جریان خلافت گلایه مى کند: به خدا سوگند، فلانى آن را به تن کرد و او مى دانست که جایگاه من به خلافت، چون محور آسیاب است. سیل [دانش] از من سرازیر مى شود و پرنده اى به بلنداى من نمى رسد. لباس خلافت را رها کردم و پهلو را از آن تهى ساختم.
با خود مى اندیشم که آیا با دستى تهى یورش بَرَم یا بر ظلمت کورى مردم، صبر کنم؛ صبرى که بزرگ تران را فرسوده و کوچک تران را پیر مى کند و مؤمن در آن، رنج مى کشد تا به ملاقات پروردگارش رسد.
اندیشیدم که صبر کردن بر آن، خردمندانه تر است. بنابراین، در حالى که خار در چشم و استخوان در گلو داشتم، صبر کردم و میراث خود را از دست رفته مى دیدم... در همه این مدّت طولانى، با همه رنج، صبر کردم.


خطبۀ 26:
امام على(ع) در سخنرانى اى که در آن، ویژگى هاى خودش را پیش از بیعت یاد مى کند: نگریستم و دریافتم دیدم که جز اهل بیتم یاورى ندارم. دریغم آمد که آنان بمیرند. خار در چشم، پلک بر هم گذاشتم و استخوان در گلو، نوشیدم. جان به لب، شکیبایى ورزیدم و بر تلخى شرنگ حنظله، صبر کردم.


خطۀ 217:
نگریستم و دیدم که پشتیبان، همدل و یاورى، جز اهل بیتم، ندارم. مرگ را بر آنان دریغ شمردم. خار در چشم، پلک بر هم نهادم و آب دهان خود را با استخوان در گلو، فرو بردم و براى فرو خوردن خشم، بر تلخ تر از حنظله و دردآورتر از خنجر بر جگر، شکیبایى کردم.


اوضاع و احوال آخرالزمان⁉️⁉️⁉️  شمارۀ9

اوضاع و احوال آخرالزمان⁉️⁉️⁉️  شمارۀ9⃣

پیامبر اکرم(ص) در روایتی در بیان حال همه مردم و نه فقط مسلمانان آخرالزمان می فرمایند:

 «زمانی بر مردم خواهد آمد که چهره شان چهره انسانی و قلوبشان قلوب شیطانی است. مانند گرگ های بیابانی خون می ریزند، از کارهای بد یکدیگر را نهی نمی کنند. اگر آنها را تبعیت کنی، تو را به تردید می اندازند، اگر برایشان حرف بزنی، تو را تکذیب می کنند و اگر از نزد آنها بروی، بد تو را می گویند. سنت الهی نزد آنان بدعت و بدعت نزد آنان سنّت است. انسان حلیم در چنین جامعه ای فریب خورده دانسته می شود و فریب دهندگان، انسان های حلیم معرفی می شوند. مؤمن بین آنها مستضعف است و فاسق و گنهکار، محترم... پناه بردن به آنها عین پشیمانی، عزتمندی با آنها عین ذلّت و خواستن از آنها عین فقر است.


آشنایی با  مبانی نظری اسلام(معاد) شمارۀ 29

ادامۀ بحث«چه کسانی وارد جهنّم میشوند؟»:


6))ظالمین و ستمگران:
إِنَّا أَعْتَدْنَا لِلظَّالِمِينَ نَارًا أَحَاطَ بهِِمْ سُرَادِقُهَا وَ إِن يَسْتَغِيثُواْ يُغَاثُواْ بِمَاءٍ كاَلْمُهْلِ يَشْوِى الْوُجُوهَ بِئْسَ الشَّرَابُ وَ سَاءَتْ مُرْتَفَقًا(کهف29)

ما براى كافران ستمكار آتشى مهيا ساخته‏ايم كه شعله‏هاى آن مانند خيمه‏هاى بزرگ گرد آنها احاطه كند و اگر (از شدت عطش) شربت آبى درخواست كنند آبى مانند مس گداخته سوزان به آنها دهند كه رويها را بسوزاند و آن آب بسيار بد شربتى و آن دوزخ بسيار بد آسايشگاهى است‏.

7)همکاری کنندگان با ستمگران:
وَ لَا تَرْكَنُواْ إِلىَ الَّذِينَ ظَلَمُواْ فَتَمَسَّكُمُ النَّارُ وَ مَا لَكُم مِّن دُونِ اللَّهِ مِنْ أَوْلِيَاءَ ثُمَّ لَا تُنصَرُونَ(هود113)

و (شما مؤمنان) هرگز نبايد با ظالمان همدست و دوست و بدانها دلگرم باشيد و گر نه آتش (كيفر آنان) در شما هم خواهد گرفت و در آن حال جز خدا هيچ دوستى نخواهيد داشت و هرگز كسى يارى شما نخواهد كرد

8)کسانی که آخرت را فراموش میکنند:
وَ قِيلَ الْيَوْمَ نَنسَئكمُ‏ْ كَمَا نَسِيتُمْ لِقَاءَ يَوْمِكمُ‏ْ هَاذَا وَ مَأْوَئكمُ‏ُ النَّارُ وَ مَا لَكمُ مِّن نَّاصِرِينَ(34جاثیه)

و با آنها خطاب شود كه امروز ما شما را (از رحمت خود) فراموش مى‏كنيم چنان كه شما ملاقات اين روز سخت را فراموش كرديد. اينك منزل شما آتش دوزخ است و بر نجات خود هيچ يار و ياورى نداريد.


آشنایی با  مبانی نظری اسلام(معاد) شمارۀ 28

🌸منظور از اعراف در قران چیست؟ واهل اعراف چه کسانی هستند؟🌸

اعراف جایی است مرتفع و بلند که دربین بهشت و جهنم قرار دارد بطوریکه گروهی ازاولیاء الله و مردان الهی  که در صدر آنها ،  محمد و آل محمد علیهم السلام قرار دارند در آنجا  مستقر خواهند شد.
وگروهی دیگر ، وامانده و ضعیف الایمان و مستضعف هستند (گروهی که هم عمل صالح دارند وهم عمل ناصالح )بطوریکه در برخی موارد، حسناتشان از سیئاتشان ، بیشتر میباشد و در برخی  موارد دیگر، سیئاتشان از حسناتشان بیشتر میباشد و این گروه در حقیقت بین بهشت و جهنم گیر کرده و گرفتار میشوند.
امّا پس از اینکه مومنان خالص به بهشت و گناهکاران خالص به جهنم رفتند ، همان اولیاء الله و محمد و آل محمد علیهم السلام ،که در اعراف مستقر شده اند ،این گروه وامانده و مستضعف را میشناسند و  برای آنهاییکه شایستگی شفاعت  و مغفرت دارند واسطه شده ود ر پیشگاه خداوندشفاعت میکنند و بقیه که امتیاز و شایستگی لازم برای شفاعت کردن را ندارند ، راهی دوزخ میگردند.